دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 2:14
دیگر عشق هم تکیه کلام خوبی نیست (دانلود شعر با صدای شاعر)
گیرم چند سال دیگر زیر سایه این درخت ایستاده باشی
حقیقت این است :
دیگر عشق هم تکیه کلام خوبی نیست
احساس می کنم روبروی صحن صدایم قرقاولی سر بریده اند
سوء تفاهم شده آقا !
می خواهم زندگی کنم اجازه می دهی ؟
دیگر نه فریاد با حنجره بریده را دوست دارم
و نه حتی حاضرم نامم را قسمت کنم
میان این چند سگ جوان و گرسنه که عاشق همدیگرند
سوءتفاهم شده آقا !
می خواهم زندگی کنم اجازه می دهی ؟
گیرم که با انبر مرگ هم
دندان مرا کشیده باشند
برای شما چه فرقی دارد
کسی هی
از لابلای برگ های نارس این کتاب
عشق را به بازی می برد
آه
که با واژه های نم کشیده نمی شود شلیک کرد
خواهش می کنم روی پس زمینه شعرم بساط بیندازید
حال می دهد به جان شما
می خواهم کنار خیابان بهشتی شوم
مواضب باشید آقایان !
حواستان را جارو نکنند
این بازی یک نفره نیست !
گیرم چند سال دیگر زیر سایه این درخت ایستاده باشی
حقیقت این است :
دیگر عشق هم تکیه کلام خوبی نیست
احساس می کنم روبروی صحن صدایم قرقاولی سر بریده اند
سوء تفاهم شده آقا !
می خواهم زندگی کنم اجازه می دهی ؟
دیگر نه فریاد با حنجره بریده را دوست دارم
و نه حتی حاضرم نامم را قسمت کنم
میان این چند سگ جوان و گرسنه که عاشق همدیگرند
سوءتفاهم شده آقا !
می خواهم زندگی کنم اجازه می دهی ؟
گیرم که با انبر مرگ هم
دندان مرا کشیده باشند
برای شما چه فرقی دارد
کسی هی
از لابلای برگ های نارس این کتاب
عشق را به بازی می برد
آه
که با واژه های نم کشیده نمی شود شلیک کرد
خواهش می کنم روی پس زمینه شعرم بساط بیندازید
حال می دهد به جان شما
می خواهم کنار خیابان بهشتی شوم
مواضب باشید آقایان !
حواستان را جارو نکنند
این بازی یک نفره نیست !
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 17:9
نشر گمانه اولین کتاب شعر فخرالدین سعیدی را به چاپ رساند . این کتاب که در تیراز 1000 نسخه و با نام پسوند فامیلی ام بوی آدم فروشی می دهد به طبع رسیده است 50 صفحه دارد و حاوی بیست و پنج شعر از فخرالدین سعیدی است . با اثار مولف این اثر در زمینه ی شعر پیش تر در کارنامه و مجلات دیگر اشنایی داریم . یک شعر انتخابی از این کتابگفتند حسنک مستمری بگیر دولت محمود است
من حاضرم نام ،نام خانوادگی و کسبه ی پدریم را الک کنم
تا برای جوانان ایجاد اشتغال شود
می خواهم به سنگواره ای پناه ببرم
که در آن کوروش به آدم ابوالبشر سیگار تعارف می کند
میان این همه چاقو قسمت شاعر قتلی است که در نوع خودش بی نظیر است
آقا !
لب های دخترم را رژ مالیدم بگو سر کدام چهار راه باسیتم

