تبليغاتX
فخرالدين سعيدي -
وبلاگ شخصي فخرالدين سعيدي در زمينه شعر به همراه صداي شاعر
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 18:57
من راغب به قرائت بلندترين ترانه بوده ام

دست بر دهانم گذاشتند

مي خواستم بگويم بوي مردار گرفته ام

جمجمه اي فرسوده  به كتف  ارزوهايم سنجاق كردند

مي خواستم بگويم

با امپراطوري سكوت اصلن موافق نيستم

عريان در عتاب باد سنگ بر شيشه ي فانوس بودنم زدند

مي خواستم بگويم حرفهاي كتاب كلاس اول هم دروغ است

(با با نان ندارد)

اما.....

من به همين كه نبايد باشم قانعم 

حالا شما برويد روزنامه هاي عصر بخوانيد

برويد سر چهار راهها بايستيد وبگوييد

فلاني روزي هزار دفعه حلاج مي شود

برويد از هوش پرتقالي كلمات

سانديسهاي درود باد  وسلام باد بسازيد

برويد زير شنل (اي واي نكند چيزي گفته باشم)

نان به خانه بياوريد

تا فرزنداني متعصب بپرورانيد

برويد...بگذريم اما

سال واگشت تنديس و تازيانه مي فهميد

تاريخ مزه ي نان كپك زده مي دهد

فعلن خداحافظ

سروده ابان هزار وسيصد و هفتادو نه

نوشته شده توسط فخرالدين سعيدي | موضوع: | لینک ثابت |